معرفي روستاي كنيم
معرفي روستاي كنيم
نويسنده: حامد خليلي ازني
روستاي تاريخي و كهن و پرجمعيت كنيم زاد گاه علي اكبر داور بنيان گذار دادگستري نوين در ايران و وزير ماليه رضا شاه( عمادي ، اسدالله باز خواني تاريخ مازندران، ص 252 – روحي ،عبدالله – خاطرات و خطرات ص29 ) يكي از روستا هاي كوهستاني واقع در هزار جريب بخش چهاردانگه شهرستان ساري است. اين روستا با آب هواي ييلاقي و چشم انداز بسيار زيبا و جنگل هاي انبوه و كوههاي بلند همچون هفت خال با ارتفاع 2001 متر از سطح دريا كه سر چشمه رود روشن آب در شمال كنيم است ( جعفري ، عباس گيتا شناسي ، ج 1 ص 555)
روستاي كنيم در دهستان چهاردانگه بخش چهاردانگه شهرستان ساری و در 70 کیلومتری جنوب شهر ساری ودر ( 53 درجه و 29 دقيقه) شرقي و ( 36 درجه و 16 دقيقه و 14 ثانيه) شمالي واقع شده است. براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵ ، جمعیت آن ۴۲۵نفر (۱۲۰خانوار) بودهاست.( مركز آمار)
«كنيم» يكي از روستاهاي دهستان سورتيجي چهاردانگه مي باشد( رابينو ص 189)
بخشی از مردم روستای "کنیم" در طی سال ها به دو مکان دیگر به نام زلم رودبار و کلاج خوسه تغییر مکان دادند و در آنجا مستقر شدند.
كنيم در لغت نامه دهخدا
کنیم . [ ک ُ ] (اِخ ) دهی از دهستان زیرکوه سورتجی است که در بخش دودانگه ٔ شهرستان شاهی واقع است و 665 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3).
با توجه به شواهد موجود روستاي كنيم هيچ وقت جز دودانگه نبوده است . رابينو در سفرنامه خود كه درسال 1288 و 1289 ه ش به سراسر استان مازندران سفر كرده روستاي كنيم را يكي ازروستاهاي دهستان سورتيجي چهاردانگه مي داند.
روستای کنیم در اسناد تاريخي
اطلاعاتی مستندي درباره چگونگي پیدایش و تغيير مچند باره محل روستاي کنیم وجود ندارد این روستا، ابتدا در محل غول سنگ فعلی ( واقع در کوهپایه جنوب غربی "کنیم" فعلی) بود و نشانه هایی از قبیل جای تنور و آثار تخریب محل سکونت همچنان در برخی نقاط کنیم اولیه قابل رویت می باشد. به دلایل کاملا نامعلوم ساکنین این روستا تغییر مکان دادند و به محل کمربن فعلی ( واقع در خط شکست بین کوه و کوهپایه جنوبی کنیم فعلی) تغییر مکان دادند. در این مکان نیز آثار و علایم زندگی ( همچون جای تنور و بناهای ساخته شده از سنگ) مردمان قدیم به چشم می خورد. هر دو مکان ذکر شده در کنار چشمه بودند و مکانی مناسب برای زندگی بودند.
به هر جهت در مكانهاي قبلي روستا كه هنوز بعد از چند قرن خرابه هاي آن به چشم مي خورد و هر از گاهي سكه هاي دوران پيشين و آجر و سفال شكسته و ظروف قديمي و... از دل خاك بيرون آورده مي شود. مكان هايي چون «حمام سر»، «قلعه سر» و «عاشق دره» ( دره اي كه گفته مي شود شاه زاده اي كه عاشق شده و در آنجا سكنا گزيده بود) نام مناطق قديم روستا بود و هنوز به اين نام در اذهان مردم جاي دارد. نشان هايي از پيشرفت و آبادني اين روستا در زمانهاي گذشته بوده است.
در اينجا به چند نمونه از اسناد تاريخي متقن پيرامون قدمت روستاي كنيم ذكر مي نمايم:
الف) كشف سه ظرف نقره اي
خلاصه ای از داستان پیدا شدن سه ظرف تاریخی نقر ه اي كشف شده در سال 1282 ه ق و مشخصاتی از حاکمی که سه ظرف به او تعلق داشت و همچنین قدمت روستای کنیم در زیر آورده شده است.
در سال 1282 هجری قمری چوپانی از اهالی روستای کنیم در هنگام چرائیدن گوسفندان در روزهای اوایل تابستان متوجه قسمتی از دامنه کوه می شود که در اثر بارندگی و سیلاب فروریخته است و مقداری آجر قدیمی از دل خاک نمایان شده است، چوپان مذکور در حین تفحص در آن مکان سه ظرف نقره ای به شرح ذیل پیدا می کند:
1- تنگ نقره ای ظریف با ارتفاع 80 سانتی متر
2- مشربه ای نقره ای با گل و بوته و شکل چند نوع مرغ شکاری
3- سینی نقره ای کوچک به وزن بیست سیر
این ظروف پس از کشف به حاکم منطقه (ابراهیم خان صارم الممالک حاكم دودانگه) تحویل داده شد و او اين ظروف را در سفر اول ناصرالدین به استان مازندران (کلاردشت) که در سال 1282 هجری قمری صورت گرفته بود هدیه داد. و شاه هم دستور میدهد که به موزه کاخ سلطتنی گلستان برده شود اما در حال حاضر سر نوشت این ظروف تاریخی با ارزش معلوم نیست. در هر حال منظور ما بیان تاریخچه این ظروف هست.
در هر سه ظرف متنی به زبان عربی حک شده بود که در هر سه آنها اسم " الامیر ابی العباس و تکیر ابن سنون یا سندان مولی امیر المومنین" ذکر شده بود که در واقع حاکمی هست که ظروف به او متعلق می باشد.
به طوریکه از نوشته های این ظروف بر میاید، نام این حاکم "الامیرابی العباس" است که به زبان عربی می باشد و "وتکیر" نیز لقب او می باشد که نام مرغی خوش خط وخال کوچک هست و نام پدرش سنون یا سندان که نام پهلوی و ایرانی است و مولی امیر المومنین به معنی چاکر و تابع خلیفه اسلامی می باشد که در جلوتر علت آن توضیح داده میشود.
تحقیقات در دو کتاب قدیمی "یاقوت" و "مجالس المومنین" نشان می دهد که "شمس المعالی قابوس وشمگیر" همان "سنون یا سندان" هست که پسر "قابوس" می باشد. "قابوس" در سال 366 در منطقه گرگان به حاکمیت رسید و دو زن داشت که از یکی سه پسر به نام "منوچهر"، "دارا" و "اسکندر" و یک دختر داشت و از زن دیگر پسری به نام "سنون" یا "سندان" داشت. در سال 403 قابوس توسط پسرش منوچهر از حاکمیت خلع و زندانی شد. در نتیجه منوچهر به حاکمیت رسید و برادر ناتنی اش "سنون" یا "سندان" را به روستای کنیم تبعید کرد و او در روستای کنیم قلعه ای بنا کرد که دارای عمارات، گرمابه، باغات و جایگاه محافظین بود که این قلعه نظامی به نام "حصن سندان" معروف بود که سالیان دراز باقی و زمانی هم در دست پادشاهان "کبودخامه (امرای محلی مازندران)" بود. خلاصه اینکه سنون پسری به نام الامیر ابی العباس و تکیر ابن سنون داشت. چون عموی او منوچهر ابن قابوس در سال 421 در گذشت لذا می توان حدود زندگی او را بین سالهای 410 تا 470 حدس زد. چون این زمان مصادف با خلافت خاندان عباسی بود او در جهت حفظ جان و مال و محل حکمرانی خویش به ابن خلیفه متوسل و خود را مولی یعنی چاکر او می دانسته تا به خاطر این پناهندگی از تعرض مخالفان مصون بماند.
با توجه به مطلب فوق قدمت روستاي كنيم به بيش از 1000 سال مي رسد. ( طاهري شهاب ، نجله وحيد ، فروردين 1344، شماره پنجم سال دوم ص 28- 31)
ب) سران گروه كه از جنگ خانگي خسته شده بودندكسي نزد سلطان محمد فرستادند و او منگو برزو و قاضي ركن الدين قطب بزاري را به تپورستان فرستاد. نامبردگان از سمنان ، از راه «كنيم» به هزار جريب و منگو برزو خود را به ساري رسانيد. ( سال 510 ه ق) (برزگر ،اردشير، تاريخ تبرستان ج 2 ص 265)
پ)زلزله اي كه در سال 606 هجري قمري در اين روستا و روستاهاي شهريار كوه رخ داد كه منجر به خرابي و ويراني بسيار شد.( ابن اسفند يار ج2،ص 69)
ت) جادولي به دنبال اسپهبد علاء الدوله تا «كنيم» دفت ليكن او رانيافت.، زير به جانب خروت شتافته بود.( مهجوري، تاريخ مازندران ص 235 / برزگر،ج 2 ، ص 274)
ث) مسعود سلجوقي از لنگرود( لنگر) به بشره دشت رفت تا از راه دهكده ي «كنيم» به شهر ياركوه رود. سال 521 ه ق . (مهجوري ، تاريخ مازندران، ص 237)
ج) در سال 521 ه ق زلزله شديدي در هزار جريب روي داد كه آبادي هاي پريم آسيب ديد و «زارم» و «كنيم» ويران گشت، همچنين روستايي به نام دوليت از جاي كنده شد.(اسلامي ، حسين ،تاريخ دوهزار ساله ساري ص 172 / برزگر، ج 2 ،ص 277)
محتمل مي رسد كه بعد از زلزله اندك مردمي كه از اين حادثه مرگبار جان سالم به در بردمد، روستاي ديگري را ساختند. البته نه در نكان قبلي كه در كوهپايه بود بلكه در ارتفاع بالاتر در دل كوه . براي تغيير مكان اين روستا مي توان دلايل زير را ذكر نمود:
الف)در امان ماندن از راهزنان و لشكريان بيگانه كه به آساني آن را عرصه تاخت و تاز مي كردند.
ب) در امان ماندن از زلزله احتمالي ديگر
پ) استفاده از زمين هاي كوهپايه و مكان قبلي براي كشاورزي
وجه تسميه كنيم
در باره وجه تسميه روستاي كنيم ريش سفيدان و مطلعين محلي بر اين عقيده اند واژه كنيم از دو بخش «كوه» و «نيم» تشكيل شده استكه به معني واقع در ميان دوكوه است. در واقه «كوهنيم» بوده كه در اثر كثرتاستعمال به صورت «كنيم» در آمده است.مطالب فوقبا توجه به اينكه روستاي مذكور در حال حاضر در ميانه دو كوه قرار دارد مي تواند درست به نظر آيد . اين حدسي است كه بيشتر مردم آنرا قيول دارند و تا حدودي پذيرفتني است..
مختار عظيمي در كتاب پژوهش درنام آبادي هاي شهرستان ساري پيرامون وجه تسميه كنيم چنين نظر ميدهد:
نام کنیم در اصل از دو بخش تشکیل می شد: کند(kond) به معنی شجاع و خیم(xem) و اوستايي(haem) به معنی خوی. در گذر زمان کند خیم يا هييم به کنیم تغيير و تطور يافت.
در نتیجه کنیم (یا کندخیم) به معنی روستایی است که مردمانش خوی دلیری دارند (روستای شجاعان). (مختار عظیمی، پژوهش در نان آبادي ص 204).
تاريخچه مدارس كنيم:
دبستان ملك كنيم در 1333 ه ش داير و آقاي سيد احمد شريفي اولين معلم آن بودند. از سال 1350 نام اين آموزشگاه به داور كنيم و سپس در سال 1363 به شهيد ملكي تغيير يافت.
در بدو تاسيس دانش آموزان آن عبارت بودند:
پايه اول: مهدي قدبنان – غني فرامرزي
پايه دوم: امرالله امامي – سيد احمد مشكوة
پايه سوم: همت ملكي
پايه چهارم: تيمور ملكي- حسن رضي
مدرسه راهنمايي كنيم
مدرسه راهتمايي شهيد حسنعلي رمضاني در سال 1364 با 34 نفر دانش آموز در پايه اول به صورت ضميمه مدرسه ابتدايي با مديريت آقاي محمد رضا فرامرزي داير شد. در آغاز تاسيس معلمان آن عبارت بودند از: محمد رضا فرامرزي ، نجف نجفي، عقه خلردي و علي حسين زاده (خليلي، حامد / شريعت نژاد، نقي، تاريخ آموزش و پرورش چهاردانگه ص 123 و 166)
شهداي روستاي كنيم:
|
رديف |
نام و نام خانوادگي |
نام پدر |
سال تولد |
تاريخ شهادت |
محل شهادت |
|
1 |
شهيد رضا ملكي |
خليل |
1340 |
7/5/1360 |
آبادان |
|
2 |
شهيد نصرت الله خواسته |
حسن |
1341 |
15/1/1365 |
فاو |
|
3 |
شهيد هوشنگ قدبنان |
رحيم |
1345 |
1/2/1366 |
بانه |
|
4 |
شهيد حسينعلي رمضاني |
رمضان |
1345 |
19/12/1364 |
سومار |
|
5 |
شهيد وجيه الله رضي |
رجب |
1346 |
30/10/65 |
مريوان |
|
6 |
شهيد رضا علي حياتي |
باقر |
1348 |
4/4/1367 |
جزيره مجنون |
مختصري از زندگينامه نويسنده وبلاگ: